۱۳۹۲ آذر ۵, سه‌شنبه

بازداشت یهودیان ارتدکسی که قصد فرار از کانادا به ایران را داشتند

این نخستین بار است که از ارتباط نزدیک میان یهودیان گروه «لِو طاهور» («قلب مطهر») با ایران، تا حد برنامه ریزی برای پناهندگی آنها به آن کشور، خبر می‌رسد (در تصویر گروهی از یهودیان ارتدکسی که به وجود کشور اسرائیل باور ندارند در حال اعتراض به حکومت آن کشور در بخش شرقی و عرب‌نشین بیت‌المقدس)
این نخستین بار است که از ارتباط نزدیک میان یهودیان گروه «لِو طاهور» («قلب مطهر») با ایران، تا حد برنامه ریزی برای پناهندگی آنها به آن کشور، خبر می‌رسد (در تصویر گروهی از یهودیان ارتدکسی که به وجود کشور اسرائیل باور ندارند در حال اعتراض به حکومت آن کشور در بخش شرقی و عرب‌نشین بیت‌المقدس)
میترا فرهمند (اسرائیل)
۱۳۹۲/۰۹/۰۴
پلیس کانادا شماری از اعضای یک گروه یهودی ارتدکس افراطی را که می‌گویند برای «حفظ فرزندان خود از دست نهادهای اجتماعی این کشور» قصد فرار به ایران را دارند، دستگیر کرده است.

براساس گزارشی که «یشیوا ورلد نیوز» پنجشنبه سی ام آبان منتشر کرد، یهودیان فرقه «لِو طاهور» («قلب مطهر») درنظر داشتند از کوه‌های اطراف ایالت کبک به ایران پناهنده شوند.

بر اساس گزارش روزنامه‌های اسرائیلی پلیس کانادا با رهگیری این افراد که حدود چهل خانواده ارزیابی شده‌اند، آنها را پیش از عملی کردن نیت خود بازداشت کرده است.

براساس گزارش جروزالم پست، اعضای این گروه نگران بودند، با متهم شدن به «کودک آزاری»، حضانت فرزندان خود را از دست بدهند و نهادهای دولتی کانادا به زور فرزندانشان را از آنها بگیرند.

این گروه از یهودیان معتقد، به‌خاطر باورهای مذهبی و وفاداری کامل به زندگی به سبک سده‌های گذشته، «از پیروی از زندگی مدرن دوری کرده» و «تنها به خداوند توکل» می‌کنند.

نهادهای کانادایی خدمات اجتماعی و حامیان کودک به این گروه هشدار داده بودند که نظر به دریافت گزارش‌هایی در مورد «کودک آزاری»، فرزندانشان را از آنها جدا خواهند کرد.

به گزارش جروزالم پست، اکثر این خانواده‌ها، یهودیانی از اسرائیل بوده‌اند که به‌دلیل مخالفت با «صیونیسم» از اسرائیل به کانادا رفته بودند.

اما اقامت برخی از اعضای این فرقه در کانادا نیز قانونی نبوده زیرا آنها اسناد لازم را نداشته‌اند.

این یهودیان اصولا به اسناد و مدارک دولت‌ها اعتقاد ندارند و حاضر به گرفتن پاسپورت و شناسنامه اسرائیلی نیستند و از اساس خود را از داشتن این نوع مدارک از اسرائیل یا کشورهای دیگر بی‌نیاز می‌بینند.

یهودیان به‌شدت باورمند معتقدند که «صیونیسم»، «گناه» است و کشور اسرائیل تا ظهور ماشیاح (موعود یهودیان) نباید حیات داشته باشد. آنها علت وجودی اسرائیل را نیز از اساس «باطل» می دانند و نمی‌خواهند در اسرائیل زندگی کنند.

یهودیان فرقه «ناتوره‌ی کارتا» در سال‌های اخیر ارتباط‌های دوستانه‌ای با محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری پیشین ایران، برقرار کرده و چند بار نیز به ایران دعوت شدند.

اما این نخستین بار است که از ارتباط نزدیک میان یهودیان گروه «لِو طاهور» («قلب مطهر») با ایران، تا حد برنامه ریزی برای پناهندگی آنها به آن کشور، خبر می‌رسد.

براساس گزارش «یشیوا ورلد نیوز»، از زمانی که نهادهای کانادا بررسی مسئله قانونی اقامت این یهودیان در کانادا را آغاز کردند، رهبران این فرقه در صدد انتقال اعضای این گروه از کانادا برآمدند.

بر اساس این گزارش، رهبران فرقه از سه شنبه گذشته یهودیان را با اتوبوس از تپه‌های کبک با اتوبوس به اونتاریو منتقل کرده و آنها را در اتاق‌های اجاره‌ای در این ایالت مستقر کردند.

از انتقال دست‌کم دویست نفر خبر داده شد و به‌نظر می‌رسد که رهبرانشان می‌خواستند آنها را به ایران منتقل کنند.

نام ربای شلومو هلبرانز یکی از رهبران این گروه در این رابطه مطرح شده است.

ربای هلبرانز خود از موقعیت «پناهندگی» در کانادا برخوردار است. او به نهادهای کانادایی ثابت کرد که از سوی دولت اسرائیل مورد تعقیب است چرا که در سال ۲۰۰۰ از اسرائیل اخراج شد و از سال ۲۰۰۳ کانادا به وی پناهندگی اعطا کرد.

حاخام هلبرانز در سال ۱۹۹۴ به‌خاطر بردن یک نوجوان پسر یهودی از آمریکا به اسرائیل جهت انجام مراسم «برمیتصوا» (جشن تکلیف سیزده ساله شدن پسران یهودی)، در دادگاهی در آمریکا به «کودک ربایی» متهم و به دوسال زندان محکوم شد.

زمانی که پلیس نیویورک حاخام هلبرانز را برای گذراندن دوره محکومیت به زندان منتقل کرد و طبق رویه معمول، زندانی ملزم بود ریش خود را بتراشد تا عکس بدون ریش از او گرفته شود، ربای هلبرانز مقامات زندان را متقاعد کرد به عکس کامپیوتری بدون ریش او بسنده کنند زیرا مردان مذهبی یهودی بر اساس باورهای دیرینه، ریش خود را باید حفظ نمایند تا به سبک اجداد خود زندگی کنند.

ماجرای عکس فتوشاپی ربای هلبرانز در آن زمان مورد توجه بسیار رسانه‌های آمریکایی قرار گرفت و حال به میان آمدن نام او در نیت برنامه‌ریزی برای انتقال شماری از یهودیان فرقه «لِو طاهور» به ایران، می‌تواند اتهام وخیمی را متوجه او کند.

از واکنش ربای هلبرانتز به این ماجرا خبری در دست نیست و مقام‌های امنیتی کانادا نیز که کشورشان با ایران روابط دوستانه‌ای ندارد، در این باره مطلبی منتشر نکرده‌اند.

معلوم نیست که خانواده‌های یهودی دستگیر شده در کجا نگه‌داری می شوند.

اسرائیل یا سازمان‌های یهودیان آمریکای شمالی و کانادا نیز به سرنوشت این یهودیان واکنشی نشان نداده‌اند.

۱۳۹۲ آبان ۲۳, پنجشنبه

فلم مستندی درباره تنها یهودی افغانستان

اخیراً ذکی میرزایی یکی از فلمسازان جوان افغانستان فلم مستند کوتاهی را ساخته و درمحفلی درکابل به نمایش و نقد گذاشته است.
این مستند کوتاه که خبربه نمایش درآمدن آن به تازگی برای ما رسیده است زندگی "زبولان زیمنتو" آخرین یهودی افغانستان را که درکابل به سرمیبرد به تصویرمیکشد.
این یهودی هموطن منحیث یگانه بازمانده یک دین دریک کشور، که کوچتکترین اقلیت جهان را تشکیل میدهد به تنهایی درکنیسه ای درشهرکابل زندگی میکند.
JPEG - 30.4 kb
بهشت گمشده نام این فلم است و سئوالی را که این فلم مطرح میکند اینست که آیا افغانستان بهشت گمشده ی برای چه کسانی است؛ برای بمگذاران افراطی ای که بهشت رویایی شانرا گم کرده اند و دراین کشور درجستجوی آن هستند، برای آنانیکه ازآنطرف مرزها فقط برای کشتن مردم بیگناه این خاک به بهشت شان رسیده میتوانند، برای آنانیکه بهشت را تنها درنابودی دیگران میبینند و خشونت وخونریزی یکی ازپیش شرط های ورود شان به این بهشت گمشده شان میباشد و یا بهشت گمشده ای برای آن عده ازمردمان این مرز و بوم که سالها به دلیل تبعیضات قومی، نژادی، مذهبی و زبانی حق شان پایمال شده وشمارجمعیت شان با نسل کشی ها و قتل عام ها منقرض گردیده است؟ یکی ازاین اقلیت ها، اقلیت دینی - مذهبی پیروان یهودیت درافغانستان است که ازسالها قبل با تبعیضات و نا برابری های اجتماعی دراین کشوردست و پنجه نرم میکرده اند وبه خصوص با رشد بنیادگرایی و افراط گرایی اسلامی در دوران سیاه طالبان، زمانیکه بیشترازهروقت اختلاط دین باعنعنات قومی قبیله ای به اوج میرسد و سواستفاده جویی از دین بیش از حد میگردد و به نام اسلام ضرب و شتم بالای این شهروندان بیگناه که پیروادیان غیرازاسلام اند شروع گردیده، دیگراین بهشت برای آنان وجود ندارد و آنان بخاطرعقیده و دین و مذهب شان باید خانه و کاشانه شانرا که بهشت شان است و نسل اندرنسل درآن زیسته اند، با اجبارترک کنند.
JPEG - 65.7 kb
این فلم که درباره یگانه بازمانده یک دین دریک کشوراست آخرین بازمانده نیزمیتوانست عنوانی خوبی برای آن باشد.
دراین مستند کارگردان ظاهراً تنهایی و روزگار نه چندان خوب "زبولان زیمنتو" را منحیث یگانه پیرو یک دین "یهودیت" درافغانستان که کوچترین اقلیت جهان را میسازد سوژه قرارداده وثبت تصویرنموده است؛ به وضعیت زندگی، پیشینه وجمعیت پیروان یهودیت درافغانستان، تعداد کنیسه ها یا پرستشگاه ها و محل اجرای مراسمات دینی یهودیان، محلات زندگی و چگونگی انقراض آنان درافغانستان ازطریق صحبت با یگانه پیرو یهودیت درافغانستان و ثبت لحظات زندگی او پرداخته است.
JPEG - 60.8 kb
این مستند ضمن پرداختن مختصربه پیشینه تاریخی یهودیت و بودیزم درافغانستان قبل ازاسلام، به تبعیضات نژادی، مذهبی و تاخت و تازهای قومی- قبیله ای و تصفیه اقلیت های مذهبی و قومی که طی چندین دهه درافغانستان یا زیرنام دین و یا هم به بهانه های دیگرعلیه شهروندان کشوراستفاده گردیده و باعث نسل کشی، انقراض جمعیت و متواری شدن و کوچ اجباری آنها گردیده است، نیزاشاره نموده است.
نکته جالب توجه اینجاست که درپاسخ به این سئوال که چطوراین تنها یهودی افغانستان ازدست طالبان جان سالم بدربرده است درحالیکه به گفته خودش نصف کابل او را میشناسد،آقای زبولان زیمنتو چنین اظهارداشته است: " درزمان طالبان آنان چهارپنج بارمرا با خود بردند و زندانی و شکنجه نمودند. بخاطریکه دوستم آقای ایساک لیوی که یک آدم بدی بود مرا نزد آنان جاسوس موساد اسراییل معرفی کرده بود و آنان هم به این دلیل مرا چند باربردند، لت و کوپ کردند، اما هرباربعد از ختم لت و کوپ، مینشستند و اظهارندامت میکردند و ازمن معذرت میخواستند و میگفتند که پدران ما گفته اند که ما پشتون ها ازقوم بنی اسراییل هستیم و تو هم بنی اسراییل هستی، اما چی کنیم وظیفه است که غیرمسلمانان را باید اصلاح کنیم."
JPEG - 115.4 kb

یهودیان افغانستان که بیشتردرهرات میزیسته اند، پیشینه طولانی دراین کشوردارند که اکثراً پس ازایجاد اسراییل به آنجا مهاجرت نموده اند، تعدادی هم درزمان اشغال افغانستان توسط شوروی سابق و متباقی هم پس از قدرت گرفتن مجاهدین مجبور به ترک افغانستان شده اند که درسالهای اخیر "زوبلان زیمینتو" و"ایساک لیوی" دوتنها یهودی ای بودند که با هم درافغانستان میزیستنه اند.
این دو یهودی افغانستانی که فامیل هایشان به اسراییل رفته اند آخرین یهودیان افغانستان بودند که دردوران های مختلف درافغانستان مانده اند و بارها توسط طالبان زندانی و شکنجه گردیده اند. "ایساک لیوی" درسال 2005 فوت نموده که با این حساب "زوبلان زیمینتو" آخرین بازمانده یهودیان افغانستان است که تا کنون درکنیسه قدیمی ای درشهرکابل زندگی میکند.
اکنون پس از نمایش و نقد این فلم درکابل آقای میرزایی درنظردارد، فلمش را به جشنواره های مختلف جهانی بفرستد و کوچکترین اقلیت جهان را معرفی نماید.
JPEG - 136 kb
به گفته آقای میرزایی به دلیل نبود سیستم درست توزیع و پخش فلم درکشور وعدم حمایت دولت ازفلمسازان، آنان مجبورند حق تکثیر محصولات تولیدی شانرا برای توزیع ازطریق مراکزعمده فلم وسی دی فروشی که بیشتردرجاده نادرپشتون موقعیت دارند، بدون درنظرداشت منفعت مادی آن با قیمت خیلی نازل برای آنان واگذارنمایند که این موضوع خود باعث شکست مالی فلمسازان درتولید فلمهای بعدی شان میگردد.
هرچند خود این فلمساز نیز حق تکثیر فلمش را درCD و DVD به همین عمده فروشان فلم واگذارکرده است و این فلم مستند را میتواند دردوکان های جاده نادرپشتون یابید.
گفتنی است اینکه سیک ها و هندوان افغانستان نیز یکی دیگرازاقلیتهای قومی- مذهبی دراین کشوراند که بیش از دو قرن درافغانستان سکونت دارند. آنان نیز تاکنون بارها مورد تبعیض قومی- مذهبی قرارگرفته اند و خصوصاً دردوران سیاه طالبان فشارهای زیادی را متقبل شده اند و وادار به کوچ اجباری گردیده اند.
حسن ناظری، فلمساز افغانستانی و استاد دردانشکده هنرهای زیبای کابل نیزچندی پیش کارش را روی فلم مستندی درزمینه سیک ها و هندوان افغانستان شروع نموده که برای تحقیقات و تصویربرداری بعضی از قسمت های آن فعلاً فلم درهندوستان بسرمیبرد.
با این حساب میتوان گفت فلمهایی با موضوعات حقوق اقلیتها نیز درافغانستان ساخته میشوند.
منبع

زابولان سیمنتوف، یگانه یهودی افغان

زابولان سیمنتوف، یگانه یهودی افغان


تا سال 2005 صرف دو یهودی در افغانستان زنده گی می کردند. بعد از مرگ یک 

تن آن ها، زابولان سیمنتوف (Zabulon Simintov) پنجاه ساله یگانه یهودی 

است که درافغانستان زنده گی می کند. دختر و خانم زابولان سیمنتوف اورا ترک 

کرده به اسراییل رفته اند، اما او تصمیم گرفت تا با برادران افغانش باقی بماند.,


۱۳۹۲ آبان ۱۸, شنبه

شب شیشه ای و سرنوشت غم انگیز یهودیان آلمان+فیلم

در سال ۱۹۳۸ میلادی، آدولف هیتلر در المان به قدرت رسید. او رایش سوم، یک حکومت پلیسی و کیش شخصیتی خود را بر این




 کشور تحمیل کرد. او خود را پیشوا می نامید و حکومتش را بر اساس دکترین فاشیستی نازیسم که بر نژادپرستی و یهودی ستیزی تاکید داشت پایه ریزی کرد.
در تاریخ ۷ نوامبر همان سال، دبیر سوم سفارت آلمان در پاریس، توسط یک یهودی هفده ساله اهل لهستان که خانواده اش از آلمان اخراج شده بودند، کشته شد.
دو شب پس از قتل دیپلمات آلمانی، نازی ها به این بهانه، به جامعه یهودیان حمله کردند و جنایات خشونت بار زیادی مرتکب شدند. آنها خشونت بار ترین انتقام ها را بویژه در برلین و وین از یهودیان گرفتند.
شب نهم سال ۱۹۳۸ میلادی در تاریخ، شب شیشه ای نام گرفته است. در این شب هزاران پنجره خانه و فروشگاه شکسته شد و کسب و کار هفت هزار و پانصد یهودی نابود و کالاهای آنها غارت گردید. صدها کنیسه ویران شدند و در آتش سوختند و گورستان های یهودیان تخریب شدند. همچنین دهها تن از یهودیان کشته و دهها هزار نفر دستگیر و به اردوگاه های کار اجباری منتقل شدند.
واقعه این شب در حافظه مردم آلمان ضبط شده است و هر ساله در این کشور بزرگداشتی به یاد آن ایام برگزار می گردد. در هفتادمین سالگرد این مراسم، آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان یاداور شد که آلمان هرگز چنین وقایعی را که منجر به فروپاشی تمدن خواهد شد، تکرار نخواهد کرد.
خانم مرکل گفت: «به نژادپرستی و یهودی ستیزی هرگز نباید فرصت دیگری در آلمان و در اروپا داده شود.»
از لحاظ تاریخی، تاثیر شب شیشه ای بیش از یک شب بود و منجر به وضع قوانین ضد یهود جدیدی شد. حق یهودیان بر اموال و دارایی هایشان و همچنین حق زندگی اجتماعی از آنها سلب گردید. یهودیان از فعالیت در بیشتر مشاغل و ورود به تمام مراکز فرهنگی، مالکیت بر خودرو و حتی داشتن گواهینامه رانندگی محروم شدند. هدف این قوانین منزوی کردن یهودیان در جامعه آلمان و اجبار آنها به ترک این کشور بود.
این آخرین مرحله از اقدامات سختگیرانه دولت هیتلر قبل از شروع مرحله نهایی و تبعید یهودیان به اردوگاههای مرگ محسوب می شد.
شب کریستالی را می توان آغاز هولوکاست نامید.

۱۳۹۲ آبان ۱۵, چهارشنبه

نقدی بر دیپلمات‌های ایران و اسرائیل 'در یک نشست سری حضور داشتند'

دیپلمات‌های ایران و اسرائیل 'در یک نشست سری حضور داشتند'

دشمنی ایران و اسرائیل در ظاهر خیلی‌ خطر ناک و بسیار بحرانی هست هرکس که در دنیا کمی‌ از سیاست در زندگیش باشه اینو میدون ولی‌ این نقد به اونایی‌ میگم که همی‌ فکرشن براورده کردن آرزوی  دولت ایران هست ، این اولین باری نیست که ایران و اسرائیل در کنار هم به خوردن کیک و آبمیوه وقت میگذارن  در جنگ ایران هم این اسرائیل بود که به ایران اسلحه داده 
در اردیبهشت سال ۱۳۸۸ (آوریل ۲۰۰۹) مشخص شد که چند صد تن پرتقال با مارک یک شرکت اسرائیلی از طریق دبی و با مجوز وزارت بازرگانی ایران و توسط یکی از واردکنندگان اصلی میوه در ایران، وارد ایران شده و در شهرهای تهران و کرج توزیع شده‌است

در تاریخ ۲۴ مه ۲۰۱۱ میلادی، دولت ایالات متحده آمریکا اعلام کرد که هفت شرکت خارجی از جمله یک شرکت اسرائیلی به نام عوفر برادرز را به دلیل «تامین فراورده‌های نفتی ایران» تحریم کرده‌است. نام شرکت اسرائیلی در حالی در میان شرکت‌های تحریم‌شده دیده می‌شود که ایران و اسرائیل، پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، هیچ‌گونه رابطه رسمی با یکدیگر نداشته‌اند

در خرداد سال ۱۳۹۰ (مه ۲۰۱۱) رسانه‌های اسرائیلی گزارش کردند که شرکت «تانکر پاسیفیک - سهامی عام» که متعلق به سام عوفر از شرکت کشتی‌رانی برادران عوفر است، یک فروند کشتی نفت‌کش به نام «رافلز پارک» را در سال ۲۰۱۰ میلادی، به شرکت کشتی‌رانی جمهوری اسلامی ایران تحویل داده و آن را به ایران فروخته است

در سال ۱۳۸۷، یک نوجوانی ایرانی مسلمان مبتلا به بیماری سرطان مغز از طریق ترکیه خود را به اسرائیل رسانید و در بیمارستان تل هشومر درمرکز تل آویو تحت درمان قرار گرفت.دولت اسرائیل ویزای ویژه نامحدودی را از طریق سفارت خود در ترکیه برای این بیمار وخانواده‌اش با وجود داشتن گذرنامه جمهوری اسلامی، صادر کرد

۱۳۸۸ و به مناسبت فرارسیدن سال نو میلادی فدراسیون فوتبال ایران ایمیل تبریکی را به رئیس فدراسیون فوتبال اسرائیل فرستاد و سخنگو و رئیس فدراسیون اسرائیل پاسخی به پبام تبریک دادند وگفتند :سال نو میلادی بر مردم خوب ایران هم مبارک

خوب میبینیم که ایران   زیاد از اسرائیل بعدش نمیاد ولی‌ فقط کسی‌ هستن در افغانستان که سرشان باد گرفته وفقط به آباد کردن ایران و خراب کردن افغانستان فکر می‌کنن 
نظر شخصی من این هست که افغانستان به اسرائیل در درست کردن زیر سخت نیاز دارد 
منترو
نشست در هتلی در گلیون در نزدیکی منترو برگزار شده است
خبرگزاری رویترز گزارش داده است که دیپلمات‌های ایران، اسرائیل و تعدادی از کشورهای عربی دو هفته پیش در سوئیس در یک نشست سری در مورد منع سلاح اتمی در خاورمیانه شرکت کرده‌اند.
رویترز به نقل از دیپلمات‌هایی که نام آنها را منتشر نکرده، نوشته است که این نشست در روزهای ۲۱ و ۲۲ اکتبر (۲۹ و ۳۰ مهر) در هتلی در شهر کوچک گلیون در نزدیکی منترو در سوئیس برگزار شده و موضوع آن بررسی چشم انداز برگزاری یک کنفرانس بین المللی در مورد منع سلاح‌های اتمی در خاورمیانه بوده است.
یک مقام اسرائیلی برگزاری این نشست را تأیید کرده، اما گفته است که حاضران تنها مواضع کشورهای خود را بیان کردند و گفت و گویی بین دیپلمات‌های اسرائیلی با دیپلمات‌های ایرانی یا عرب صورت نگرفت.
اسرائیل تنها کشور دارای سلاح اتمی در خاورمیانه شناخته می‌شود، هرچند مقامات اسرائیلی داشتن سلاح اتمی را تأیید نمی‌کنند.
ایران هم از سوی قدرت‌های بزرگ غربی و اسرائیل متهم شده است که تلاش می‌کند به توانایی تولید سلاح اتمی دست یابد.
مقامات ایران این اتهام را تکذیب کرده اند و می گویند که آماده مذاکره با قدرت‌های جهانی و جلب اعتماد آنها نسبت به اهداف برنامه اتمی خود هستند.
حکومت ایران مشروعیت دولت اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد.

۱۳۹۲ آبان ۹, پنجشنبه

آلبوم عکس: مذهب و مدارا از نگاه رضا دقتی (bbc farsi)

آلبوم عکس: مذهب و مدارا از نگاه رضا دقتی

کاش مردم افغانستان هم میتونستن هم دیگر تحمل کنن کاش میشد همه باهم می‌ساختیم نه هرکی‌ برای خود بسازه کاش آسمان آبی یمان برای همه بود هرکی‌ که هر جور دوست داشت زندگی‌ کنه


 








یک روستای مسیحی نشین قدیمی در ماه رمضان؛٬ مسلمانانی که افطار را مهمان کلیسا هستند.
رضا دقتی می‌گوید در این فکر بوده است که چطور می‌تواند به دنیا نشان دهد که می شود مثل مردم جمهوری آذربایجان، آدم ها با باورهای مختلف همزیستی صلح آمیز داشته باشند



رضا دقتی، عکاس و خبرنگار ایرانی- فرانسوی، به تازگی مجموعه‌ای از آثار خود به نام "آذربایجان٬ سرزمین مدارا" را در پاریس و در محل نمایشگاهی یونسکو به نمایش گذاشته است.
این نمایشگاه که روز ۲۲ اکتبر بازگشایی شده، برای اولین بار در ماه سپتامبر در حاشیه گردهم‌آیی سران عضو سازمان ملل در محل این سازمان در نیویورک به نمایش درآمد، و پس از این نیز در محل پارلمان اروپا در بروکسل و سپس در واتیکان نمایش داده خواهد شد.
قبرستان سوفی حمید، تاجر عرب قرن چهاردهم، که امروز مقصد زیارتی بیماران است٬ یک کلیسای ارتودوکس که در حمله‌های موشکی ژانویه سیاه سال ۱۹۹۰ ویران شده و با کمک مالی یک کارآفرین مسلمان آذربایجانی بازسازی شده است و یا مسجدی که در آن مراسم شب ۲۱ ماه رمضان شیعیان را به جای می‌آورند همه از دریچه دوربین عکاس گذشته تا گوناگونی مذهب مردمان جمهوری آذربایجان را به تصویر کشد.

مدارا٬ یک میراث ملی

"مدارا" پیامی است که ناصر عبدالعزیز الناصر، رئیس کمیته اتحاد تمدن‌های سازمان ملل، و الشاد اسکندراف، رئیس کمیته دولتی امور دینی جمهوری آذربایجان٬ حامیان این نمایشگاه هم بر آن تاکید دارند.
ناصر عبدالعزیز الناصر که به عنوان یکی از حامیان "آذربایجان٬ سرزمین مدارا" در مراسم بازگشایی آن سخن گفت٬ با اشاره به عبارتی از الشاد اسکندراف که می‌گوید مدارا "میراث ملی" مردم جمهوری آذربایجان است٬ احترام و درک متقابل به تصویر کشیده شده از ادیان مختلف در آثار رضا دقتی را پیامی الهام بخش به جهان به ویژه برای جوامع جنگ زده دانست.
یکی از عکس‌ها که به گفته رضا دقتی در یک روستای مسیحی نشین قدیمی در آذربایجان و در ماه رمضان گرفته شده٬ مسلمانانی را نشان می‌دهد که افطار را مهمان کلیسا هستند. عکسی که روی پوستر بزرگی در مراسم گشایش این نمایشگاه جلب توجه می‌کند.

درباره عکاس

رضا دقتی متولد ۱۳۳۳ در تبریز٬ هم زمان با انقلاب اسلامی٬ عکاسی خبری را آغاز کرد و پس از ترک ایران و مهاجرت به اروپا در مجله نیوزویک به عنوان خبرنگار بخش خاورمیانه مشغول به کار شد.
همکاری با نشریه نشنال جئوگرافی و گزارش‌هایی از مناطق جنگی٬ از او یک چهره شناخته شده جهانی ساخت. وی در سال ۲۰۰۱ بنیاد فرهنگی آیینه را در کابل به منظور آموزش رشته‌هایی چون روزنامه نگاری و عکاسی به جوانان افغان تاسیس کرد.
نشان شوالیه ملی لیاقت کشور فرانسه در سال ۲۰۰۵ به این عکاس و خبرنگار ایرانی فرانسوی اهدا و از خدمات او در راستای گسترش آزادی بیان در جهان و تلاش او برای آموزش کودکان و حمایت از آنها قدردانی شد.
آقای دقتی معتقد است چنین صحنه‌ای را باید به دنیا نشان داد تا حکومت‌ها و ملت‌ها متوجه باشند که "این جنگ‌های ریاکارانه که به اسم خدا و مذهب راه انداخته شده‌اند ریشه در مسائل اقتصادی و سیاسی دارند و این سیاستمدارها هستند که مردم را به اسم خدا جمع کرده و به جنگ می‌فرستند."
او می‌گوید "کجای دنیا می‌توانید ببینید که در یک کلیسا در یک ده تمام مسلمانان را دعوت کنند٬ برایشان سفره افطار بگذارند٬ روحانی مسلمانان را هم برای خواندن دعای افطار دعوت کنند و مسیحی‌ها هم آنها را در افطار همراهی کنند؟"
در یکی دیگر از صحنه‌هایی که او در یک کنیسه یهودی ثبت کرده است٬ اولین مهمانان شب عید پسح٬ از مهم‌ترین عیدهای یهودیان٬ مسلمانان همسایه هستند که هدیه آورده‌اند.
آقای دقتی که بیش از بیست سال عمر خود را برای کارهای خبری در میدان‌های جنگ و اردوگاه‌های پناهندگان گذرانده و راه‌های بسیاری را برای بررسی مذهب‌های مختلف پیموده٬ یکی از دلایل جنگ را مساله مذهب و دین یافته است.
او می‌گوید: "دین یک مساله انسانی و شخصی است. می‌گویند بهترین جای خدا برای کسی که اعتقاد دارد قلب انسان است٬ اما متاسفانه می‌دیدم به جای آنکه آن را در قلب خود نگه دارند با شمشیر و دینامیت و تفنگ مساله را حل می‌کردند و همیشه می‌دانستم که حتما بشر دورانی را زندگی کرده که اینگونه نبوده است."

پیامی برای سران دنیا

رضا دقتی از سال ۱۹۷۹ کار خبری را شروع کرده و در طول این سال ها به کشورهای مختلفی سفر کرده است. مسیری که کشورهای جماهیر شوروی تا رسیدن به استقلال طی کرده‌اند٬ روسیه و تغییرات جمهوری آذربایجان هم از جمله موضوعاتی هستند که او در این سال‌ها دنبال کرده است.
آقای دقتی پس از جمع‌آوری جدول مراسم مذهبی ادیان مختلف در آذربایجان٬ در طول چهار ماه و در سه سفر مختلف٬ مردم این سرزمین را با دوربین خود دنبال کرده است.
او به عنوان تنها عکاسی که اجازه داشته هم زمان با گردهم‌آیی سران دنیا در سازمان ملل متحد نمایشگاهی داشته باشد٬ اقدام به نمایش این مجموعه از آثارش کرده است تا پیامی باشد به همه سران دنیا که "ببینید شما هستید که دارید مردم دنیا را به اسم مذهب به جنگ می‌اندازید".
او می‌افزاید: "اگر هم روی سران تاثیر نگذارد٬ چون آنها خودشان می‌دانند چه کار می‌کنند٬ اما بر مردم تاثیر خواهد داشت و در نهایت این مردم هستند که می‌توانند برای مملکت و حکومت خود تصمیم بگیرند".


Through my photographs, I have always tried to capture testimonies of human kind, particularly in places where different cultures intersect.

 For thirty years I have travelled the roads of the world examining religion. From covering the great myths of the Bible to the hajj to Mecca, I have crossed paths with diverse groups of people with varying religious beliefs and cultures, all brought together by a mutual respect for the other.
Not too far away, there is a place where Christians, Muslims and Jews live peacefully on the same land. I was lucky enough to meet these people over the course of several months while reporting in Azerbaijan: I was invited to break the fast with Muslims during the month of Ramadan, witness the first Christians (the Oudis) from the Caucus region pray, and explore the small streets of the “Red Village,” one of the only all Jewish enclaves outside of Israel. 
From one community to the next, I was deeply moved by these profound believers. In my photographs, I strive to grasp the moments when humans begin to reveal their true selves. I find a sort of serenity and intrigue in small details, such as a hand that clutches a sacred book or rosary.
In this photo, I focus on the graceful sweetness of the grandmother’s arm guiding her granddaughter in the pilgrimage to celebrate Saint George. The grandmother carefully protects the young girl’s delicate hand from dripping wax from the bees-wax-candles, lit in memory of this venerated destroyer of dragons who is now worshiped by Christians and Muslims alike. The fragile flame of the candle, illuminating the child’s eyes, instills a certainty in me that tolerance weaves the ineffable links of a plural society. 

At the United Nations in New York, this visual homage to tolerance will be exhibited, starting on September 27th, within the framework of the forum organized by the United Nations Alliance of Civilizations.
At the United Nations in New York, this visual homage to tolerance will be exhibited, starting on September 27th, within the framework of the forum organized by the United Nations Alliance of Civilizations. It was also exhibited on October 22, 2013 at UNESCO in Paris to commemorate the 550th anniversary of the death of the Azeri poet and philosopher Seyyid Yahya Bakuvi (Shirvani).
منبع
 

۱۳۹۲ آبان ۷, سه‌شنبه

ازادی حق هر انسان هست

ازادی حق هر انسان هست

نعمت سادات، مرد افغانی الاصل امریکائی و پروفیسور دانشگاه امریکائی در افغانستان از علایق همجنسگرائی اش پرده برداشت و این رازش را از طریق رسانه ها فاش ساخت.
انسانهای زیادی در دنیا زندگی‌ می‌کنن که حق دارن آزاد باشن حق دارن که هرجور که فکر می‌کنن زندگی کنن نمیدانم چرا مردم افغانستان اینقدر به این استاد دانشگاه حرف میزنن در حالی‌ که آقای سیاف مظنون به بچه بازی  هست کسی‌ نمیتانه حرفی‌ بزنه چرا؟
آقای سادات در یک پیام فسبوکی اش نوشته است: ” خیلی خرسندم ازینکه موفق شدم فرایند بیرون شدن از پشت پرده همجنسگرائی را تکمیل کنم و بار سنگینی را از روی شانه های بردارم.”
سادات افزوده است: “میخواهم به کسانیکه هنوز در مورد من نمیدانند بگویم، بلی من افتخار میکنم که یک همجنسگرا، یک افغان و یک مسلمان هستم. حالا میتوانم بدون سوالهای اذیت کننده خاله ها و کاکاهایم که میگفتند (نعمتی تو چرا زن نکدی .. . ؟)، زنده گی کنم و حالا هیچ کسی نخواهد پرسید که چرا ازدواج نکرده ام.”
در عکسهای که نعمت سادات در دیوار فسبکش گذاشته است، دیده میشود که بعضی اوقات وی چهره اش را مثل زنها آراسته میسازد و همچنان خصوصیات زنانه در ژست وحرکات وی نیز دیده میشود.
این در حالی است که همجنسگرائی یکی از جرایم شدید و جدی در افغانستان پنداشته میشود که کیفرش احتمالاً به اعدام/مرگ خواهد انجامید.







The First Afghan who came out of the closet.
اولین مرد هم جنس گرا افغان٫ استاد پوهنتون آمریکایی افغانستان

The Afghan society is one of the most complicated society with relatively complicated traditions and beliefs. Afghans over the past century have had many ups and downs, yet they always remained culturally together. Often times religious beliefs were the point of a common ground which would bring all Afghans from different groups and ethnicities together, as together enough as they would go into wars and scarify lives and in millions. This, on the other hand, had turned the society to almost have no diversities in terms of people's beliefs, behaviors and their lifestyle. With all the good and bad developments in today's society, there are some emerging culturally awkward issues that would have been looked at it completely differently by different people. One situation is the announcement made by former American University's professor Nemat Sadat. He made it public that he is a GAY and in fact he wanted to announce and respond to his relatives that he was not going to get married to a woman.

We would like to know your reactions to this announcement by the Afghan American Professor who taught at the American University of Afghanistan for awhile.

Below is the message that he posted on his wall:

"I’m so happy to have finished the process of “coming out” to the entire world. Burden lifted forever. For the last few people in the planet who don’t know, let me tell you now: Yes, I am proud to be gay, Afghan, American and Muslim. So get over it! Now, I can live life without all the kala jaan’s & kaaka jaan’s (aunties & uncles) harassing and pressuring with questions like, “Nematee, tu chura zan nakardee?” Now, no grown-up shall dare ask me why I haven’t married a woman. If they do, I will simply shake my head, snap my finger, toss my hair and tell them I am marrying a distinguished gentleman and in Pashto we call it خاوند “khaawand” (owner, proprietor husband) and if you want to offer your son or nephew for my hand then tell him I want a platinum ring on my finger, a Central Park wedding ceremony and a Manhattan skyscraper rooftop reception afterwards. I have it all planned out. The bespoke lifestyle awaits. Oh yeah! ".

Please drop a line and share you thoughts and ideas about Mr. Nemat Sadat. No abuse, No offense.
The First Afghan who came out of the closet. The Afghan society is one of the most complicated society with relatively complicated traditions and beliefs. Afghans over the past century have had many ups and downs, yet they always remained culturally together. Often times religious beliefs were the point of a common ground which would bring all Afghans from different groups and ethnicities together, as together enough as they would go into wars and scarify lives and in millions. This, on the other hand, had turned the society to almost have no diversities in terms of people's beliefs, behaviors and their lifestyle. With all the good and bad developments in today's society, there are some emerging culturally awkward issues that would have been looked at it completely differently by different people. One situation is the announcement made by former American University's professor Nemat Sadat. He made it public that he is a GAY and in fact he wanted to announce and respond to his relatives that he was not going to get married to a woman. We would like to know your reactions to this announcement by the Afghan American Professor who taught at the American University of Afghanistan for awhile. Below is the message that he posted on his wall: "I’m so happy to have finished the process of “coming out” to the entire world. Burden lifted forever. For the last few people in the planet who don’t know, let me tell you now: Yes, I am proud to be gay, Afghan, American and Muslim. So get over it! Now, I can live life without all the kala jaan’s & kaaka jaan’s (aunties & uncles) harassing and pressuring with questions like, “Nematee, tu chura zan nakardee?” Now, no grown-up shall dare ask me why I haven’t married a woman. If they do, I will simply shake my head, snap my finger, toss my hair and tell them I am marrying a distinguished gentleman and in Pashto we call it خاوند “khaawand” (owner, proprietor husband) and if you want to offer your son or nephew for my hand then tell him I want a platinum ring on my finger, a Central Park wedding ceremony and a Manhattan skyscraper rooftop reception afterwards. I have it all planned out. The bespoke lifestyle awaits. Oh yeah! ". Please drop a line and share you thoughts and ideas about Mr. Nemat Sadat. No abuse, No offense.